دکوراسیون

http://farsinaz.com/uppic/n7.jpg

آموزش خواندن افکار دیگران

آموزش افزایش قد

آموزش میوه آرایی


 

http://joljol.com/pic/ash1.jpg

 

---------------------------------------------------------------------------

 

آموزش بافت

 

---------------------------------------------------------------------------

 

http://farsinaz.com/uppic/n1.jpg

 

---------------------------------------------------------------------------

 

http://farsinaz.com/uppic/n2.jpg

 

---------------------------------------------------------------------------

 

http://farsinaz.com/uppic/n3.jpg

---------------------------------------------------------------------------

های لایت موقت مو

---------------------------------------------------------------------------

http://farsinaz.com/uppic/n4.jpg

---------------------------------------------------------------------------

دستبند پاور بلانس

---------------------------------------------------------------------------

سی دی ویندوز 8

---------------------------------------------------------------------------

30 مستند جنجالی از ایران 

تصاویر/ قیافه فوت در پر خطر ترین جاده جهان

تصاویر/ قیافه فوت در پر خطر ترین جاده جهان

 

ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

 

اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • این ماشین را چهارده سال دوباره سوار شوید + عکسهای

    آویونس وویسین (avions voisin) یک اتومبیل فوق هوشمند، با طراحی خاص است که البته 14سال دیگر رو نمایی شود.
    به گزارش البرز نیوز، آویونس وویسین (avions voisin) یک اتومبیل فوق هوشمند، با طراحی منحصر بفرد است که قرار است 14سال دیگر رو نمایی شود. در این خودرو مفهومی، از مواد نساجی پیشرفته و در عین حال بسیار سبک استفاده خواهد شد.
     
    این ماشین را چهارده سال دوباره سوار شوید + عکسهای
    یک دانشجوی جوان فرانسوی به نام تورین اید در حال طراحی بخش های  نهایی این خودرو  است.فضای داخلی این خودرو کاملا بزرگ و جادار طراحی شده و تیم سازنده از آن به عنوان یک سالن همراه یاد می کنند.
    این ماشین را چهارده سال دوباره سوار شوید + عکسهای 
    نکته مهم در مورد آویونس این است که کاملا با نیروی الکتریکی کار می کند و چون از آلیاژ های سبک در ساخت آن استفاده شده سرعت بالایی خواهد داشت.
     
    این ماشین را چهارده سال دوباره سوار شوید + عکسهای

    چرخ های خودرو وظیفه تامین انرژی الکتریکی را بر عهده دارند در واقع این اتومبیل در حال حرکت انرژی مورد نیاز خود را تامین می کند.این بدان معناست که در آینده شاهد تولید خودرو هایی هستیم که به هیچ گونه سوخت و انرژی نیاز ندارند. 

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر

  •  
     
     

     

    زندگی متفاوت یک زوج هندی + تصویر

    به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از خبرگزاری رویترز، “کالیانی داس” مجبور است برای مراقبت از شوهر بیمار خود، وی را با زنجیر ببندد. شوهر 65 ساله “وی به بیماری روحی مبتلا است و این زن بدلیل مشکلات مالی قادر نیست شوهرش را به مراکز درمانی بفرستد.
     
    “کالیانی” برای تأمین مخارج زندگی مجبور است همسر بیمارش را نیز با خود ببرد. پیرمرد بیمار در تمام طول شبانه روز با زنجیر بسته شده تا صدمه ای به خود و دیگران وارد نکند.

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه

    تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه
     
    تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه
     
    تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه
     
    تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه
     
    تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه
     
    تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه
     
    تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه
     
    تصاویر/ بازداشت گروه بزرگ پخش شیشه

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • تصویر: پیدا کردن حجاب یک بازیگر دوباره

    خبرنامه دانشجویان ایران:جام نوشت: شبکه صدای آمریکا وابسته به وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا، که دست بلندی در کشف حجاب و حمله به اعتقادات جوانان ایرانی دارد، بازهم در برنامه خود تلاش کرد یک ایرانی بدون حجاب را به نمایش بگذارد.

    تصویر: پیدا کردن حجاب یک بازیگر دوباره
     
    تصویر: پیدا کردن حجاب یک بازیگر دوباره
    براساس این گزارش، مینا لاکانی، بازیگرسینما و تئاتر در برنامه شباهنگ صدای آمریکا بدون، حجاب حاضر شده تا اهداف این شبکه ضد ایرانی را تامین کند.
    وی در مصاحبه با این شبکه خود را مبرا از حزب بازی خواند ولی مدعی شد به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است.
    لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه سیاسی خوانده و تصورات ذهنی مبنی برتماس های مشکوک را مطرح کرد.
    یاد آور می شود، مینا لاکانی در سال 1348 درتهران متولد شد و با بازی در تئاتر هملت به کارگردانی دکتر قطب الدین صادقی وارد عرصه ی بازیگری شد. پس از آن با فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» به کارگردانی حمید رخشانی اولین تجربه ی سینمائی خود را پشت سر گذاشت، با فیلم «روز فرشته» به کارگردانی بهروز افخمی حضور خود را در سینما تثبیت نمود. لاکانی با بازی در فیلم «دیدار» به کارگردانی محمدرضا هنرمند توانست سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن را از سیزدهمین جشنواره ی فیلم فجر دریافت کند. بعدها او در فیلم های مختلف سینمائی به ایفای نقش پرداخت و حضور در تلویزیون را با سریال «همسفران» و فیلم تلویزیونی «پریماه» تجربه کرد. ایفای نقش در تله تئاترهای «کسب و کارهای آقای فابریزی» و «در پوست شیر» قسمتی دیگر از فعالیت های تلویزیونی لاکانی را شامل می شود.
    گفتنی است، پیش از این هم شبکه صدای آمریکا در برنامه خود با نوعی روانشناسی، فریبا داودی مهاجر را مجبور کرد تا روسری را از سر خود بردارد

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • حاضر شدن مردی بازیگر در تئاتر بعد از 30 سال + تصویر

    ‘عزت الله انتظامی’ بازیگر پیشكسوت عرصه هنرهای نمایشی پس از 30 سال، با نمایش ‘آمدیم، نبودید، رفتیم’ به كارگردانی ‘رضا حداد’ به صحنه باز می گردد.
    حاضر شدن مردی بازیگر در تئاتر بعد از 30 سال + تصویر

    تماشاخانه ایرانشهر: آقای بازیگر درباره بازی در این نمایش و آشنایی با آثار قبلی ‘رضا حداد’ گفت: نمایش قبلی حداد با نام ‘مكاشفه در باب یك مهمانی خاموش’ را دیدم و خیلی خوشم آمد، حتی یادم می آید كه سه بار هم آن را تماشا كردم.

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • 2 داداشی که در یک زمان به شهادت رسیدند + تصویر

    شاید تا کنون از دلاور مردیها و شجاعت‌های رزمندگان در هشت سال جنگ تحمیلی بسیار شنیده و روایت‌های متفاوتی خوانده باشید.
    2 داداشی که در یک زمان به شهادت رسیدند + تصویر

    به گزارش فارس، شاید تا کنون از دلاور مردی‌ها و شجاعت‌های رزمندگان در هشت سال جنگ تحمیلی بسیار شنیده و روایت‌های متفاوتی خوانده باشید. مطلبی را که در ادامه خواهید خواند گفتگویی است با مادر و برادر شهیدان اسماعیل و خلیل ذاکری. یکی از نکات جالبی که در زندگی این دو عزیز مشاهده می‌شود این است که هر دو برادر در یک لحظه اما در دو مکان متفاوت شهید شده اند. یکی در لبنان و دیگری در جبهه پنجوین به شوق رسیدن به معبود خویش پر کشیده و به شهادت رسیدند.  *فارس: لطفا خودتان را معرفی کنید؟ *واعظی: “فاطمه واعظی”، مادر شهیدان اسماعیل و خلیل ذاکری هستم. 67 سال هم از خدا عمر گرفتم. اهل نائین هستم. پدرم “غلامرضا واعظی” را در کودکی از دست دادم و ایشان را به یاد ندارم اما مادرم مرحوم “معصومه واعظی” زن بسیار ساده و خوبی بود. ایشان بسیار مذهبی بود و به نماز خواندن ما و تقلیدمان بسیار اهمیت می‌داد. خانواده ما مقلد “آقای حکیم” بودند و ما رساله ایشان را داشتیم. وضع مالی‌مان هم معمولی بود. تا قبل از ازدواج در زادگاهم زندگی می‌کردم.16 ساله بودم که ازدواج کردم. حاج اسدالله همسرم که پسر خاله‌ام هم بود 22 سالی داشت. از سال‌های قبل از ازدواج‌مان در خانواده بحث‌اش بود که ما با هم ازدواج کنیم، راستش خودمان هم بدمان نمی‌آمد. وقتی هم آمدند خواستگاری، خانواده سریع با عقد ما موافقت کردند. مهریه من یک ملک بود، چون آن زمان‌ها خیلی مرسوم نبود پول مهر کنند. بعد به خاطر مسائل کاری تصمیم گرفتیم به تهران مهاجرت کنیم. *فارس: از حاج اسدلله برایمان بگویید؟ *واعظی: خوش اخلاق و بسیار مذهبی بود. نسبت به مسائل و وقایعی که دور و اطراف اتفاق می‌افتاد هم آگاهی داشت. ایشان در مراسم‌های مذهبی با توجه به شرایط خفقان آلود آن زمان شرکت می‌کرد. در جوانی رفت “کربلا”، یک خصلتی که هنوز خیلی خوب از ایشان به یاد دارم این است که مرتب در روز جمعه روی پشت‌بام می‌رفت و “زیارت عاشورا” می‌خواند، با قرائت کامل و ذکرهای صدگانه‌اش .شغل حاجی بنایی بود. اگر برای ساخت مسجد یا اماکن مذهبی از ایشان کمک می‌خواستند حتما قبول می‌کرد. در روستای ما دو مسجد ساخته شد که در هر دو آنها حاجی دست‌اندر کار بود. یادم هست برای ساخت “مناره‌های دانشگاه تهران” از ایشان کمک خواستند چون قرار بود روی آن با سنگ‌های 3 سانتی و با خط کوفی کتیبه بنویسند و وقتی به دو-سه شرکت واگذار کرده بودند آنها نتوانستند خطوط را در این قالب در بیاورند. به همین دلیل ایشان این کار را قبول کرد، واقعا هم در کارش وارد بود و علاقه داشت. *فارس: از آمدنتان به تهران بگویید؟ *واعظی: تهران که آمدیم در “قیطریه” خانه‌ای اجاره کرده و ساکن شدیم. *فارس: خب جناب ذاکری، شما برادر بزرگتر شهیدان خلیل و اسماعیل هستید و به تبع از فعالیت‌های آنها بیشتر باخبرید. از مبازرات قبل از انقلاب آنها بگویید. *ذاکری: خلیل و اسماعیل آن سالها 14 – 15 سالشان بود. روحانی مسجد به این دلیل که پدرم را از قبل می‌شناخت به آنها توجه ویژه‌ای می‌کرد. آنها مرتب در برنامه مسجد و نماز جماعت حضور داشتند. اولین تظاهراتی که در منطقه “قیطریه” شروع شد آنها حضور داشتند، یکی از تظاهراتی که من به همراه برادرم “خلیل” شرکت کردیم روز “17شهریور” بود که وقتی رفتیم به مردم ملحق شویم ایشان از من جدا شد و غروب آمد. می‌توان گفت: روزی 18 ساعت مشغول فعالیت‌های انقلابی بودند تا لحظه شهادت. *فارس: اخوی ها در چه سال متولد شدند؟ *ذاکری: “اسماعیل” متولد سال 42 است و “خلیل” یک سال بعد از او در سال 43 به دنیا آمد. *فارس: کمی از ویژگی شهیدان بگویید؟ *ذاکری: آنها چند ویژگی داشتند، یکی اینکه خیلی با محبت بودند. به عقیده خودم عامل پیشرفت و موفقیت شان محبتی بود که نسبت به همه داشتند. حتی تا الان هم وقتی بین فامیل حرف آنها می‌شود همه از خوش رویی و برخورد خوب آنها می‌گویند. اسماعیل بسیار نسبت به بیت‌المال حساس بود. مثلا ماشین بیت‌المال دربست زیر پایش بود اما یک بار هم مادرم را سوار آن نکرد. یک خاطره‌ای در ذهنم هست از محبت و حسن تدبیر شهید “اسماعیل”. من تازه ازدواج کرده بودم و مادرم طبق عادت اول سبزی را برای درست کردن خورشت می‌شست بعد خرد می‌کرد اما روش خانم من اینگونه بود که اول سبزی را خرد می‌کرد و بعد می‌شست. یک روز خانم من یادش می‌رود سبزی را بشورد و همان رامی‌پزد وقتی مادر می‌پرسد که سبزی‌ها را شستی؟ ایشان می‌گویند: نه، فراموش کردم.”اسماعیل” شاهد گفت‌وگو آنها می‌شود. بعد از آماده شدن غذا مادرم از آن غذا نخورد اما اسماعیل ‌خورد و چندین بار هم “به به” و “چه چه” کرد که عجب غذای خوشمزه‌ای است و بیشتر از همیشه غذا خورد تا نکند یک وقت همسر من ناراحت شود. این خاطره‌ را خانم من بعد از سال‌ها برایم تعریف کرد. *فارس: توسط ماموران طاغوت دستگیر هم شدند؟ *ذاکری. بله. “روز هفتم شهدای 17 شهریور” رفته بودیم بهشت زهرا که موقع برگشت عده‌ای از جمله من و خلیل را دستگیر کردند و بردند کلانتری و 10 روز هم بازداشت بودیم. اما در طول مبارزاتی که داشتند هیچ وقت ساواک آنها را دستگیر نکرد. *فارس: تحصیلاتشان را تا کجا ادامه دادند؟ *ذاکری: اسماعیل دیپلم داشت ولی مسائل جنگ به آنها اجازه ادامه تحصیل نمی‌داد اما خلیل به درس علاقه نداشت. حتی وقتی کوچک بود به او می‌گفتم درس واجب است باید بخوانی اما می‌گفت: نمی‌خوانم هر کاری می‌خواهی بکن! *فارس: روز ورود امام برادرانتان چه می‌کردند؟ *ذاکری: هر دو در انتظامات بودند و از طریق پسردایی‌ام “شهید واعظی” معرفی شده بودند. *فارس: حاج خانم، شما با رفتن به جبهه پسرانتان مخالفت نمی‌کردند؟ *واعظی: نه. می‌گفتند: مامان ناراحت نباشی‌ها. اگر ما شهید شدیم خوشحالی کن. منافق باشیم خوب است؟ تا می‌خواستم مخالفت کنم همچین حرف‌هایی را جلوی پایم می‌گذاشت. *فارس: به عقیده شما چه می‌شود یک خانواده دو جوان خود را در راه خدا می‌دهند؟ *ذاکری: به نظرم به این دلیل که ایمان پدر ومادرم ریشه‌ای، عمیق و بامعرفت بود. قطعا وقتی معرفت آنها رشد کرد در به دنیا آمدن بچه‌ها تاثیر داشت. پدرم در سال 42 یادم هست که نسبت به واقعه‌ای که اتفاق افتاده بود بی‌تفاوت نبود و نسبت به مسائلی که رخ می‌داد اشراف داشت. من هفته‌ای یک مرتبه صدای گریه پدرم را که “زیارت عاشورا” می‌خواند می‌شنیدم. مسیرهای زیادی باید طی می‌شد تا یک نفر به جایگاه رفیع شهادت برسد. مسیرهای مهم این راه “وراثت” و “تربیت” است. *فارس: شده بود در عالم برادری با هم دعوا کنید؟ *ذاکری: “اسماعیل” بسیار بچه آرام، مودب و خودکاری بود چند سال مدرسه را بدون هیچ اذیتی به پایان رساند اما “خلیل” چون بی‌علاقگی نشان می‌داد نمی‌توانستیم نسبت به او بی‌تفاوت باشیم. “خلیل” به خاطر روحیه پرشور و نشاطش کارهایی می‌کرد که از سنش بزرگتری بود. وقتی 12 سالش بود برای او یک دوچرخه خریدیم و فردا باخبر شدیم 5 کیلومتر از محل‌مان آن طرف‌تر او را دیده‌اند. وقتی به او تذکر می‌دادیم اکثر مواقع با خنده سر و ته قضیه را هم می‌آوردم اما بعضی وقت‌ها که ما زیاده‌روی می‌کردیم جلوی ما می‌ایستاد و می‌گفت” کردم که کردم! *فارس: آنها چند دفعه به جبهه رفته بودند که شهید شدند؟ *ذاکری: چون پاسدار بودند زیاد به جبهه می‌رفتند، البته “اسماعیل” در پایگاه شمیرانات مسئولیت هم داشت و در اعزام رزمندگان دخیل بود. درست به یاد ندارم اما فکر می‌کنم معاون مسئول پایگاه شمیرانات بود. من وقتی رفتم دوره آموزشی را گذراندم خواستم بروم جبهه آن قسمتی که من اسمم را نوشته بودم برای اعزام یک روز می‌گفتند: شنبه می‌بریم، آماده می‌شدم و می‌رفتم اما دوباره می‌گفتند: نه، دوشنبه بیایید و خلاصه دائم امروز و فردا می‌کردند. من به “اسماعیل” می‌گفتم دیگه گفتند حتما فلان روز می‌برند که ایشان می‌گفت: عجله نکن، هر وقت من بهت گفتم برو. حالا نگو یکی از کسانی که دست اندرکاران خود ایشان بوده و به من نمی‌گفت. *فارس: چه هنرهایی بلد بودند؟ *ذاکری: آنها مداحی هم می‌کردند. شهدای قبل از خودشان را تشییع و در محل شور و نشاط به پا می‌کردند.اسماعیل چون مسئولیت داشت گاهی می‌شد مدتی جبهه نمی‌رفت. مردم با کنایه می‌گفتند بچه‌های مردم را می‌فرستند جبهه خودشان نمی‌روند. *فارس: با شما که مادرشان بودید راجع به شهادت چه می‌گفتند؟ *واعظی: همیشه به من می‌گفتند: وقتی خانه شهیدی می‌روی گریه نکن! یادم هست وقتی پسرعمویشان شهید شد از جبهه تماس گرفتند که مامان عمو ناراحت نیست؟ رفتی اونجا گریه نکنی‌ها، مشکی هم نپوش. “اسماعیل” می‌گفت: من شهید شدم هر جا بودی خودت را برسان، “خلیل” هم درست همین حرف را می‌زد عاقبت هم همینطور شد و هر دو با هم آمدند، من هم خودم را رساندم. *فارس: چه کسی خبر شهادت آنها را به شما داد؟ *ذاکری: “خلیل برای دادن آموزش نظامی رفته بود لبنان. از طریق بسیج سال 62 وقتی اسرائیل به جنوب لبنان حمله می‌کند ایران برای آموزش لبنانی‌ها نیرو می‌فرستاد. خلیل 4 ماه لبنان بود. وقتی شهید شد قرار بود2 روز بعد به تهران برگردند اما اسرائیل مقر آنها را بمباران کرد و 13 نفر آنها شهید شدند که الان در بهشت‌زهرا هم کنار هم هستند. به ما خبر دادند مقر آنها را در لبنان بمباران کردند و خلیل شهید شده تقریبا 3-4 ساعت بعد یکی دیگری از بچه‌ها آمد و به من گفت: فلانی برادرهایت شهید شدند. اول “اسماعیل” در “پنجوین” شهید شده بود که مادرم گفت: به “اسماعیل” خبر دهید که بیاید گفتم خبر دادیم در حالی که می‌دانستم او هم به شهادت رسیده. بعد از ظهر بود که هر دو شهیدمان آمدند.  *فارس: برادرهایتان از چه ناحیه‌ای به شهادت رسیده بودند؟ *ذاکری: وقتی در معراج شهدا بدن “خلیل” را دیدم تقریبا همه جای بدنش پر از ترکش بود اما “اسماعیل” یک ترکش کوچک اصابت کرده بود به قلبش که اصلا پیدا نبود.  *فارس: تاریخ شهادتشان چه روزی است؟ *ذاکری: روی سنگ قبر هر دو  27/ 8/ 62 به عنوان تاریخ شهادتشان حک شده است اما “اسماعیل” یک شب قبل از “خلیل” به شهادت رسید. *فارس: وقتی خبر شهادت دو برادرتان را با هم دادند چه حسی به شما دست داد؟ *ذاکری: قبل از شهادت آنها تعدادی از جوان‌های فامیل به شهادت رسیده بودند و این موضوع برای ما مبهم نبود ولی وقتی من خبر شهادت هردو برادرم را به فاصله 3-4 ساعت شنیدم تعادل خودم را از دست دادم. یادم هست که بی‌تابی زیادی می‌کردم چون فقط من می‌دانستم هردوی آنها شهید شدند و بقیه فقط خبر “اسماعیل” را داشتند. زن عموی من وقتی حال من را دید گفت: وقتی “محمد علی” پسرعمویت شهید شد این کارها را نکردی.  نمی‌دانستم چه طوری باید به بقیه بگویم. *فارس: حاج خانم شما چه طور با خبر شدید پسر دوم‌تان هم به شهادت رسید؟ *واعظی: مادر شهیدی آمد منزل‌مان و به من گفت: حاج خانم سرت سلامت “خلیل” هم به شهادت رسید. *فارس: خاطره‌ای از حساسیت آنها نسبت به بیت‌المال برایمان تعریف کنید. *واعظی: بخاری عمویشان خانه ما بود. چند بار گفتم “اسماعیل جان” این بخاری را بذار پشت ماشین ببر خانه عمو، گفت: مامان این ماشین بیت‌المال است عموم هر وقت آمد اینجا خودش می‌برد. خانه برادرم کرج است یک بار هم به “خلیل” گفتم مادر با ماشین بیا من را ببر. گفت: مامان نمی‌شود این ماشین بیت‌المال است. پول بده و بیا من مسئولم. *فارس: محبت “اسماعیل” به شما چگونه بود؟ *واعظی: به من بسیار محبت می‌کرد. یک روز صبح ساعت 7 دیدم اسماعیل نان بربری گرفته بود و آمد. گفتم: مادر کجا بودی این وقت صبح؟ گفت: سحر آمدم اما دیدم خوابید رفتم مسجد و الان آمدم. *فارس: روزهای قبل از شهادت آنها را به یاد دارید؟ *واعظی: “اسماعیل” یک هفته قبل از شهادت زنگ زد. بعد از احوالپرسی گفت: مامان دیگر نه منتظر خودم باش نه تلفنم و گوشی قطع شد. روز آخر هم می‌خواست برود گفت: مامان اگر یک روز دیگر بمانم می روم دست بوس امام اما جبهه واجب تر است. *فارس: خاطره از خلیل بگویید. *ذاکری: یک شب دزد آمد خانه ما و هر چی داشتیم از جمله 2 قالیچه برده بود. “خلیل” بسیار پرشور و نشاط بود، گفت: من این قالی‌ها را پیدا می‌کنم. رفته بود کمیته (آن موقع “خلیل” 17 سالش بود) که دوستانش گفته بودند دزدها اموالی را که می‌دزدند دو جا می‌برند برای فروش. “خلیل” رفت “ناصرخسرو” آنقدر گشت تا فرش را پیدا کرد. ایشان آموزش نظامی را در کمیته دیده بود و در مسجد به دیگران می‌آموخت. حتی خود من زیر نظر او آموزش دیدم.  *فارس: از جبهه رفتن آنها خاطره‌ای در ذهن دارید؟ *ذاکری: بله. یادمه برادرهایم که به جبهه می‌رفتند این شعر را زمزمه می‌کردند و کفن می‌پوشیدند “کفن بپوشان به تنم مادرم، مگر عزیزتر ز علی اکبرم”. زبان حال و قالشان همین بود. واقعا راه جهاد و شهادت را آگاهانه انتخاب کرده بودند و تحت تاثیر جو آن زمان قرار نداشتند. بعد از دستگیری بهشت زهرا انگار آنها تازه راه را پیدا کرده بودند و نسیم این راه تازه به صورتشان خورده بود. گفتگو از زهرا بختیاری

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • حادثه ای کمیاب در محصولات تقلبی + تصویر

    این گوسفند از نژاد “دولان” ( dolan ) است و در حال حاضر فقط یک هزار راس از این نوع گوسفند در جهان وجود دارد و ثروتمندان چینی علاقه بسیار زیادی دارند که یکی از گوسفندان دولان را در مجموعه های نفیس خود داشته باشند.

    مهر: هر چند ایرانیها به محصولات و کالاهای چینی به چشم اجناسی نامرغوب نگاه می کنند، اما در اتفاقی نادر یک گوسفند در “کاشقر” چین که در جاده ابریشم قرار دارد یک میلیون و 400 هزار پوند قیمت گذاری شد.

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • تصویر: بمب جراحی نکرده در پای مبارز ابرانی

    تصویر: بمب جراحی نکرده در پای مبارز ابرانی

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 3 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • خانمی که فقط آقا فوتبال کشور روسیه هست ! + تصویر

    به گزارش آخرین نیوز به نقل از همشهری تماشاگر، رئیس یک باشگاه بودن در کشوری مانند روسیه برای خودش داستان‌ها و ماجراهایی دارد. سرزمین پهناوری که حدود 20سال است از نظام کمونیستی به سیستم فدرال رو آورده و تغییر و تحولات به‌خوبی نشان می‌دهد که خصوصی‌سازی نیز توانسته جایگاه خاصی برای خود داشته باشد.

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 2 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • فیلم : شگفت انگیز ترین حرکتهای دنیا

     

    ادامه مطلبمشاهده ادامه مطلب . . .

     

    اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

    اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در مهندس اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

  • نوشته: میلاد
  • تاریخ: 2 اکتبر 2011
  • بدون نظر

  •  

    ظرف غذای بچه

     

    ------------------------------------------------------------------------------

     

    ساعت CK

     

    ------------------------------------------------------------------------------

     

    ماسک کوچک کننده بینی

     

    ------------------------------------------------------------------------------

     

    خالکوبی موقت

    ------------------------------------------------------------------------------

    ترانه های کودکانه 

    ساعت

    ------------------------------------------------------------------------

    کیف پول

    ------------------------------------------------------------------------

    آموزش لاغری

    لاغری و کاهش وزن و تناسب اندام برای آقایان و خانم ها ، پیر و جوان ، کوچک وبزرگ

    برای تمام سنین بدون دارو و بدون عوارض

    برای مشاهده توضیحات بیشتر اینجا را کلیک کنید

    قیمت فقط : 3800 تومان

    خرید اینترنتیتوضیحات

    ------------------------------------------------------------------------

    ست کامل طراحی ناخن

    ------------------------------------------------------------------------

    http://www.mashop.biz/uploads/images/dayanshop/pana/1.jpg

     

     


    
    در گوگل محبوب میکنم
    جهت حمایت از ما بر روی 1+ کلیک کنید