در تاریخ ایرانزمین شخصیتهای فراوانی نبودهاند که نامشان در جهان با علم گره خورده باشد. ابوعلی سینا از جمله آنان است. میراث او برای جهان پزشکی، علم و فلسفه، بسیار ستایش شده است.
ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، حدود هزار سال پیش در سال ۳۵۹ شمسی در بخارا و در خانوادهای معروف و اهل علم به دنیا آمد. ۵۸ سال عمر کرد و در سال ۴۱۶ شمسی در همدان درگذشت.
او مشهور به بوعلی سینا، ابن سینا، شیخ الرئیس و یا پور سینا است.
در تقویم رسمی ایران، روز اول شهریور همزمان با زادروز او روز پزشک تعیین شده است.
این چهره از مشهورترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایرانی جهان اسلام شمرده شده است. او حدود ۴۵۰ کتاب در زمینههای گوناگون نوشت که شمار زیادی از آنها در مورد پزشکی و فلسفه است. شماری از مورخان، او را از مشهورترین دانشمندان سرزمینهای اسلامی میدانند.
او در شرححالی که خود تقریر کرده و شاگردش تحریر کرده، اطلاعاتی درباره زندگیاش داده است. طبق این نوشتهها، او دانش زمان خود را بیوقفه مطالعه میکرده، به تجزیه و تحلیل آنها میپرداخته، بر آنها میافزوده، و بعد طبقهبندی میکرده است.
ابوعلی سینا تبحر و توانایی خود در فقه، بحث و جدل، منطق، و هندسه را در همان ایام نوجوانی نشان داد.
درباره حافظه و استعداد کمنظیر او بسیار نوشتهاند. همچنین گفته شده که او در ده سالگی کل قرآن را حفظ بوده است.
ابوعلی سینا در نوجوانی به فراگیری طب علاقهمند شد. هرچه از طب قدیم در دسترس بود را خواند و در جوانی چنان خبره شد که دانشمندان زمانش برای فراگیری پزشکی به او مراجعه میکردند.
روایت شده که وقتی در پی بیماری نوح ابن منصور سامانی، پادشاه بخارا، پزشکان دربار از درمانش عاجز ماندند، به ابوعلی سینای جوان متوسل شدند و او امیر را به شکلی معجزهآسا درمان کرد. این موجب جلب توجه امیر به ابوعلی سینا شد.
پس از آن هم ابوعلی سینا به دربار حاکمان وقت نزدیک بود؛ قرابتی که گاه برایش مایه دشواری و خطر میشد و به همین خاطر خیلی جابهجا میشد. او بخارا، ری و اصفهان را خانه خود میدانست اما نهایتا در سفری به همدان، در سن ۵۸ سالگی درگذشت.
راز موفقیت
پیتر آدامسون، استاد فلسفه باستان و قرون وسطی در دانشگاه کینگز کالج لندن، مدتهاست زندگی ابنسینا را مطالعه میکند.
او معتقد است ابوعلی سینا درباره دانش و مهارتش اعتماد به نفس داشت. او این اطمینان را در کودکی به دست آورد چون واقعا کودکی استثنایی بود.
آقای آدامسون یادآوری میکند که طبابت در محضر امیر سامانی، بسیار مهم و حساس بوده و همین نشان میدهد که ابوعلی سینا به عنوان یک مرد جوان، چهقدر در زمان خود اعتبار و آبرو داشت.
پاداش ابوعلی سینا در درمان سلطان، دسترسی به کتابخانه سلطنتی بزرگ و ارزشمند دربار سامانیان بود. خود او در روایتش از زندگی، میگوید کتابهایی در این کتابخانه سلطنتی دیده که هیچ کس و حتی خودش از وجودشان باخبر نبوده است.
برخی از مورخان، راز موفقیت و پیشرفت ابوعلی سینا را در دسترسی او به این منابع علمی شمردهاند.
پیتر آدامسون میگوید: دربار سامانی به ابوعلی سینا این فرصت را داد تا با دقت روی آثار بسیاری از متفکران کار کند که نمیتوانست آنها را جای دیگری پیدا کند. علاوه بر این ابوعلی سینا بهشدت تلاش کرد تا توانایی نقادی خود را فعال کند و ببیند که آیا این متفکران به همان خوبی که دربارهشان گفته میشود هستند یا نه.
یک افسانه تاریخی میگوید ابوعلی سینا این کتابخانه را به آتش کشید تا کس دیگری نتواند به کتابها دسترسی پیدا کند. اما آقای آدامسون آن را رد میکند و میگوید میتوان مطمئن بود که چنین داستانی حقیقت ندارد.
پیتر بورمن از گروه تاریخ باستان دانشگاه وارویک لندن معتقد است ابوعلی سینا دانشی دایرةالمعارفی داشته است. او همچنین به مهارت ابوعلی سینا در به خاطر سپردن اطلاعات و فهم و استفاده از آنها اشاره میکند.
قانون برای پزشکی
